X
تبلیغات
درد و دل با امام زمان

درد و دل با امام زمان
درد دل با امام زمان(عج) ، نامه به امام زمان ، گفتگو با امام زمان ، انتظار  
قالب وبلاگ


سلام به دوستان

حس قريبي دارم 

نمي دونم شايد شما هم حس من رو تجربه كرده باشين

حس بد گناه ، واي چقدر عذاب آوره

هميشه بعد از گناه كردن اين حس بهم دست ميده

شدت و ضعفشم بستگي به گناهي داره كه انجام دادم 

انگار كه يه چيزي داره از درون مي سوزونتم

از طرفي هم يه ترس زياد تمام وجودم رو گرفته

مي ترسم همين الان عذاب بر سرم نازل بشه

خيلي پشيمونم از اين كه دوباره مرتكب گناه شدم

حاله ديروزم كجا و حاله امروزم كجا

الان چند وقته كه دارم به اين فكر ميكنم كه چرا من زود اسير گناه مي شم

مي گن گناه لذت داره ولي آخه خدايا چرا من بايد گناهي رو انجام بدم كه بعدش اينقدر عذاب وجدان بكشم؟؟؟؟؟؟

الان كه فكر مي كنم مي بينم همه آدما تو لحظات عادي مي تونن سربلند از امتحانات كوچك بيرون بيان ولي فقط آدمايي مي تونن از امتحانات بزرگ بيرون بيان كه ايمان تو وجودشون عمق پيدا كرده باشه

خدايا منم مي گم دوست دارم ابا عبدالله هم مي گه دوست دارم ولي وقته عمل كه مي رسه ايشون همه چيزشون رو در راه شما ميدن ولي من!!!!!!!!

هميشه به خودم مي گم چرا وقتي نماز مي خونم انگار صد تن بار رو دوشمه و دوست دارم زود تموم شه وقتي تموم مي شه ته دلم مي گم آخيش راحت شدم ولي خدايا چطور ميشه كه امام حسين عاشق نماز و در روز عاشورا هم نمازشون رو ترك نمي كنن

خدايا نمي دونم چرا تا يه كاره خوب انجام مي دم غرور مي گيرتم و فكر مي كنم الان از همه بالاترم و به بقيه از بالا نگاه مي كنم

خدايا كجاي كارم ايراد داره ، چرا نمي تونم عبد خالصت باشم؟ چرا هميشه ذهنم ميره سمت اينكه مثلاً من در لحظه ظهور آقا كنارشون هستم و وقتي همه من رو از تلوزيون مي بينن رو تصور مي كنم و يه غرور عجيبي بهم دست مي ده كه الان همه مي گن فلانيه ها.

خدايا چرا اينجوري شدم

ريا تمامه وجودم رو گرفته

هر روز دارم از روز قبل بدتر مي شم

ماه رمضان كه شد فكر كردم گفتم ديگه بعدش درست ميشم ولي نشدم بعدش محرم اومد با خودم گفتم بعد از محرم ديگه سمت گناه نمي رم ولي بازم نتونستم

آخه خدايا چرا من اينقدر احمقم ، چرا دست نمي شم ، خدايا اگه تنبيه لازمه من از شما تنبيه مي خوام ، خدايا چنان تنبيهم كن كه ديگه از ترس نتونم برم سمت گناه ، خدايا كمكم كن آدم بشم

خدايا دست رحمتت هميشه رو سرم بوده ولي خدايا شرمنده ام از اين همه قدرناشناسي

خدايا تو بين مردم به من عزت دادي ، مردم جور ديگه در مورد من فكر ميكنن ولي خدايا من اوني نيستم كه اونا فكر ميكنن ، خدايا مي ترسم از رسوايي ، خدايا مي ترسم از روزي اكه مولام بياد و من از خجالت نتونم ياريشون كنم

خدايا از اين نفس كه من رو بدجوري زده زمين مي ترسم ، خدايا اگه كمكم نكني دوام نميارم

خداياكمك كن بشم بهتر از اون چيزي كه مردم تو ذهنشون در مورد من دارن

خدايا مي ترسم از عقوبت گناه كمكم كن.

خدايا ممنون كه اجازه دادي باهات درد و دل كنم

خدايا تصميم گرفتم از اين به بعد اگه مرتكب گناهي شدم فرداي اون روز رو روزه بگيرم تا به اين وسيله نفسم رو زمين بزنم .

كمكم كن خدايا

اللهم عجل لوليك الفرج



[ ] [ ] [ ]
   

سلام مولاي من

آقا جان دوباره دلم گرفت ياده شما افتادم

بين ما آدما وقتي مي خوان پي ببرن كه يه نفر چه جور آدمي هستش نگاه ميكنن به اطرافيان اون طرف. ميگن مادرو ببين و دختر رو بگير و يا براي تحقيق راجع به خواستگار مي پرسن دوستاش كيا هستن و در مورد اونا سوال ميكنن و .......... كلاً اينجوريه كه مي گن مي خواي يه نفر رو بشناسي ببين دورو ورياش كيان . در حالت بزرگتر وقتي مي خوان يك تمدن رو مطالعه كنن اول ميرن سراغ بزرگان اون تمدن ، بررسي ميكنن ببينن خروجي اين نوع زندگي و تفكر چه انسان هايي بودن و بعد تحليل خودشون رو در مورد اون تمدن ارائه مي دن و ...............

مولا جان به اين مسئله كه فكر ميكنم بيشتر دلم ميگيره ، بيشتر مظلوميت و غريب بودن شما رو حس و درك ميكنم.

مولا جان واقعاً تو اين سوال موندم.اطرافيان شما چه كساني هستند؟؟؟؟؟

بهترين جوابي كه برا اين سوال پيدا ميكنم اينه : منتظرانتون

خوب يكمي بهتر شد ولي حالا يه سوال ديگه؟! منتظرانتون كيا هستن؟؟؟.

براي جواب دادن به اين سوال خودمو مي زارم جاي يه آدم ديگه ؟ خوب اگه از من بپرسن منتظراي امام زمان كيا هستن مي گم :

اينايي كه به يادش هستن ، آدمايي كه برا امام زمان برنامه ميزارن و تبليغ ميكنن . اونايي كه به طور كلي دم از امام زمان مي زنن.

با اين دسته بندي براي منتظراي امام زمان يه جورايي شايد بتونم خودمم تو اين گروه جا بدم ولي بعد كه به خودم كه نگاه ميكنم بيشتر دلم براي غربت شما ميگيره . آقا جان چندين ساله اسم شما شده براي من اعتبار، مردم به خاطر اينكه من از شما دم ميزنم برام احترام قائل هستن ، تو اين سال ها هميشه اسم شما منو تو نظر ديگران بالاتر برده و ...............

ولي آقا جان من كه خودمو بهتر از بقيه ميشناسم ، من كه ميدونم يه گناهكارم ، خودم مي دونم كي هستم و عيار خودمو ميدونم ...........

چقدر قشنگ گفته حضرت علي (ع) تو دعاي كميل اونجا كه ميگه:

چه بسيار نيكي ها كه در من نبود و تو از من بر زبان ها جاري ساختي

اين جمله دقيقاً وصف حال من هستش ، آرزو ميكردم هموني بودم كه مردم فكر ميكنن . از اينكه خوب نيستم ناراحتم ، از اين كه خالص نيستم ناراحتم ، مولا جان ناراحتم از اين كم بودنم ، ناراحتم از......................

مولا جان اينا همه درست ولي بيشتر ناراحتي من براي شماست ، با خودم ميگم نكنه همه اين آدما كه دم از امام زمان ميزنن يكي مثل خودم باشن ؟!..... واي غربون غريبيتون برم آقا ، خدايا آخه چرا ما آدما اينطوري هستيم ؟ چرا اكثرمون شيشه خرده داريم ؟ خدايا هممون مي دونيم كه حق چيه؟ و ناحق چيه؟ همه ميدونيم كه كار درست چيه؟ ولي انجامش نميديم!!

مولا جان دستمو بگيرين ، عزيز زهرا اگه من بدي كنم ديگران كارايي كه من انجام دادم رو مي زنن به نام شما ، مولا كمكم كنين بشم منتظر واقعي شما ، مدد كنيد در راه شما قدم بردارم .

مولاي من فقط ميتونم بگم فداي غربتتون بشم . مولا دعام كنيد.


اللهم عجل لوليك الفرج




[ ] [ ] [ ]


سلام خدا

یه چند وقته از خودم راضی نیستم

احساس میکنم که دارم جولوی شیطان کم میارم

البته شیطان که چه عرض کنم نفس خودم

نمیدونم چرا چند وقته نفسم هر چی میگه گوش میکنم هر طرف که بخواد منو میبره ،

قبلاً  اول وسوسه میشدم بعد از اینکه چندین بار جوابی به وسوسه نمیدادم شکست میخوردم،

ولی الان فقط باید یه لحظه از ذهنم بگذره که فلان خطا رو انجام بدم. دیگه وسوسه وجود نداره نفسم دستور میده و من انجام میدم.

خدا جون خیلی وقته تو نبر با نفسم همیشه من بازنده هستم قبلاً شاید یه مقدار وضعیتم از این بهتر بود.

یه روایتی از امام صادق شنیدم که مضمونش این بود : میگفت اگه میخوای سعادتمند بشی هرچی نفست گفت انجامش نده.

خدایا منم میخوام همین کارو انجام بدم ولی نفسم اونقدر قوی و من اونقدر ضعیف شدم که نمی تونم مقاومت کنم .

خدایا از امروز تصمیم گرفتم نفسم رو بزنم زمین میخوام راکب باشم نه مرکب.

خدایا الان که در مورد جبر و اختیار فکر میکنم میبینم واین که تو به ما آدما اختیار دادی و اینکه ما میتونیم خودمون راهمون رو انتخاب کنیم. به این نتیجه میرسم که اصلاً خیلی از ما آدما اصلاً اختیاری از خودمون نداریم تمام اختیارمون دسته نفسمونه هر طرف که دلش میخواد مارو میرونه...................

اگه خوب فکر کنیم میبینیم تها تمایز انسان و حیوان عمین اختیار هستش . خدا به ما عقل داد و گفت بشر خودت تصمیم بگیر چه راهی رو میری . حالا یکی میشه علی و میشه افتخار برا بشریت و مایه مباهات پروردگار به عالمیان و یکی میشه............

خدا این استعداد رو در وجوده همه ماها قرار داده حالا این ماییم که باید تصمیم بگیریم.....

علامه جعفری یه تعبیر خیلی جالب در مورد اختیار داره . میگه انسان از وقتی حقیقتاً به دنیا میاد که شخصیت خودش رو بشناسه و سوار بر من خویش بشه . میگه تولد انسان از وقتی هستش که خودش رو میشناسه و احساس تکلیف میکنه نسبت به این من.میگه که انسان وقتی انسانه که خودش در مورد کارهایی که میکنه تصمیم بگیره نه نفش و ...............

حالا با این تعبیر علامه باید اعتراف کنیم که خیلی از ماها هنوز به دنیا نیومدیم از لحاظ فیزیولوژیکی شاید به دنیا اومده باشیم ولی تا وقتی که سواره من خودمون نشدیم هیچ تفاوتی با حیوانات نداریم که شاید از اونها کمتر هم باشیم چون اونها نمی تونن سئار بر من خود بشن ولی خدا تو وجوده ما از روح خودش دمیده و ما میتونیم خیلی بالا بریم...............

تمام این صحبت ها رو کردم برا اینکه بگم خدایا از امروز تصمیم گرفتم خودم باشم ، خدایا کمکم کن متولد بشم و راهبر نفس خودم باشم ، خدایا کمکم کن هر چی نفسم خواست عمل نکنم ، خدایا کمک کن نفسم رو زمین بزنم ، خدایا کمک کن خودم رو بشناسم تا به خداشناسی برسم ، خدایا من علی  (ع) رو مولای خودم میدونم کمک کن تا ذره ای در زندگی مانند علی باشم. خدایا کمک کن قدم در راه علی بزارم و مثل علی به این دنیا نه بگم .

خدایا فرج مولامون رو برسون ، خدایا مارو شیفته و پیرو حضرتش قرار بده ، خدایا توفیق بده تا شخصیت حقیقی خودمون رو بشناسیم .خدایا شکرنت به خاطر اینکه به حرفامو همیشه میشنوی.

 

 


برچسب‌ها: درد و دل با خدا, درد و دل با امام زمان, خدایا کمکم کن سوار بر نفس خودم باشم, امام زمان
[ ] [ ] [ ]


سلام مولای من

حالتون خوبه

دوباره اومدم ، خدارو شکر که بازم به یاده شما افتادم ،

 مولای من نمیدونم این روزا چه تعداد از آدما در طول روز به یاده شما می افتن ولی اینو میدونم که تعدادشون هر روز و هر روز داره کمتر میشه

مولا جان تو روایات هست که امر فرج اونقدر طولانی میشه که عده زیادی از مردم باور خودشون رو نسبت به شما از دست میدن . امروز باید اعتراف کنم که جامعه ما داره به همین سمت پیش میره ، متاسفانه خیلی از ماها شمارو فراموش کردیم.

مایی که تو مملکت شیعه داریم زندگی میکنیم وضعیتمون اینه چه برسه به دیگر کشورها.

مولا جان راستش اونقدر اینور و اونور میگن که این حرفا دروغه اینا رو عربا و آخوندا از خودشون درآوردن که بعضی وقتا خودمم به شک می افتم.

امروز داشتم با یکی بحث میکردم گفت اگه امام زمان میتونست ماهارو از این گرفتاریها نجات بده اول خودشه نجات میداد و ......

هیچی بهش نگفتم فقط تو خودم داشتم خودمو میخوردم ، میگفت اصلاً شما وجود ندارین ......

خواستم بهش بگم چرا وجود دارن من خودم دیدمشون ولی اگه میگفتم دروغ بود

مولای من خیلی وقت پیشا آرزوم این بود شمارو ببینم ولی الان آرزوهام بیشتر دنیایی شدن . چه شبا که به فکر شما نخوابیدم ، چه شبایی که با اشک از خدا شمارو خواستم ، چه .......

عزیزه زهرا چقدر اومدم جمکران ، مولا جان چقدر چشم دنباله شما گشت ولی ندیدمتون .....

مولا جان تو اون روزا درسته ندیدمتون ولی همیشه شمارو حس کردم همیشه خودمو بهتون نزدیک میدونستم ، مولا جان مطمئن بودم اگه هر لحظه ظهور کنید من یاور شما خواهم بود ، مولای من اون روزا آرزوم یه چیز بود اونم شهادت در راه و هدف شما، مولای من یادش بخیر چقدر باهاتون درد و دل میکردم ، هر مشکلی داشتم این محبت شما بود که باعث میشد کم نیارم.

عزیزه زهرا کاش همیشه تو اون دوران میموندم ، کاش دلم اینقدر بیمار نمی شد ، مولای من کاش ........

عزیزه زهرا خیلی ازتون فاصله گرفتم درست ، خیلی غرق در دنیا شدم درست ، خیلی بی معرفتی کردم درست ، خیلی .........

ولی آقا جان هنوز وقتی اسم شما میاد قلبم تندتر میزنه ، آقای من ، وقتی بهتون سلام میدم شرمم میاد از کارایی که کردم ، عزیزه زهرا هر چقدر هم که گناه کرده باشم بازم دوستون دارم ، مولا جان همیشه هر جا که باشم سنگ شمارو به سینه میزنم ، آقا جانم من ادعا دارم که فدایی شما هستم.آقا جان من حقیر رو با همه بدی هام بپذیر ، آقا وقتی یه دفعه به یاده شما می افتم احساس میکنم شما به یاده من افتادین ، آقا جان نمیدونم چی بگم ولی اینو میدونم که دوستون دارم میدونم که یه روزی به برکت وجوده شما من هم پاک می شم اونوقت دیگه تنها آرزوم اینه که در کنار شما و یاور شما باشم و اگه خدا قبول کنه شهید در راه شما باشم.

مولا جان تو نمازاتون ماروهم دعا کنین.


یا علی



[ ] [ ] [ ]

بخشی از کتاب ابوالمشاغل تالیف زنده یاد نادر ابراهیمی: 

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی
هم در چشم داشت، آهسته به من گفت:
آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟

گفتم:
خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا،
در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:
بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم
نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش
خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و
دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و
چه خوب رفت...

گفتم:
این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی
از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده
تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به
خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند
و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست
دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده
اند و می
خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند. آخر آدمی که در طول
هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد  منحرف، به آدم بدکار هرزه، به
یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول
هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین
خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،
پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار
خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت
تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟ آقا ی
محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر
زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی
کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر
بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم. ما امده
ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان
بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید
وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان
هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط
به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و
چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...

گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم،
فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان

برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند


اللهم عجل لوليك الفرج


[ ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام و درود خدمت قطب عالم امکان حضرت مهدی صاحب الزمان عج و روح پاک شهدای اسلام ، اگر خداوند قبول کنه میخوام تو این وبلاگ حرف های دلمو که روی سینم سنگینی میکنه با آقامون در میون بزارم .
از شما دوستان هم دعوت میکنم بیایید و با آقامون درد دل کنیم مطمئن باشید که حرفهامون رو میشنون.
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج

پیچک